اولیسبلانکاه

شاید اسم این منطقه رو نشنیده باشین،

یه منطقه کوهپایه ایه تو بالاترین نقطه ماسال که هر چی بالاتر میری تو جاده به ابرا نزدیکتر میشی.

هفته گذشته، یه روز رفتیم اونجا.

وقتی وارد ماسال شدیم، اول رفتیم سمت ییلاقات ماسال که به نوبه خودش دیدنی بود. یه جاده طولانی که از یک سمت کوه شروع میشه و به نیمه که میرسه، بام کوهه و سمت دیگه کوه تموم میشه.

جاده قشنگ و دیدنی بود و هوای خنک و مطبوعی هم با ما همراه بود.

اما اولیسبلانکاه، یه چیز دیگست.

جاده ی سر سبز و زیبائی که هر چقدر بالاتر میری هوا سردتر و سردتر میشه و طبیعت دیدنی تر و پر از حیوونای اهلی و گاها" حیوونهایی مثل اسب که ممکنه گله ای جلوت سبز بشن.

عکس دختری و آقای پدر که مشغول دویدن هستن:

 

اینم یه عکس دیگه از دخترم گلسا:

 

این آقا گاوه هم مثل گاو داشت ما رو نگاه میکرد، حتی زورش میومد که بلند شه تا مگسایی که رو سر و کلش نشسته بودن رو بپرونه:

 

ته جاده به خلخال میرسه و هنوز کاملا" آسفالت نشده و ما دیگه تو خاکی زیاد نرفتیم چون به قول گلسا جون که میگفت: خیلی وحشتناک بود.  واقعا" هم وحشتناک بود.

 

 

وقتی تو خاکی میری و اطرافت پر ابره و داری از سردی هوا هم یخ میزنی  یه حسی بهت دست میده، ولی به تجربش میرزید.

 

توی روزای گرم خرداد ماه، بودن تو یه همچین جای خنک و بهتره بگم سردی خالی از لطف نیست.

 

خیلی جای قشنگیه و اگه طرفدار ماهی خوردن و قزل آلا هستین از منطقه رامینه هم میتونید قزل آلا بخرین و نوش جان کنید. رامینه هم بالای کوهه و قبل از منطقه اولیسبلانکاه.

جاده خاکیه که می گفتم اینجوریه:

 

این چند تا عکس رو با موبایل گرفتم، ولی واقعا" نمیتونم زیبایی های این منطقه رو توصیف کنم.

خیلی قشنگ و دیدنی بود. جای همتون خالی.

 برای ناهار هم رفتیم، رستوران خزر ماسال که بهترین رستوران تو ماساله که عمرا" به پای رستورانای خودمون برسه ولی نمیتونم بگم که غذاش بد بودا ولی عالی نبود.

 

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
صبا

واای.. چه جای قشنگ و با صفایی ٍ . عالیٍ [گل]