رامسر

جمعه گذشته تصمیم گرفتیم بریم کوه و حدودای ساعت ده حرکت کردیم به سمت لاهیجان و قصدمون این بود که بریم یه دوری بزنیم و برگردیم. نزدیکای لاهیجان که بودیم به آقای پدر گفتم که حالا که تا اینجا اومدیم ناهارو بریم خاور خانوم و سرولات که رفتیم ولی متاسفانه یا خوشبختانه استثنائا" اون روز تعطیل بود و اونجا که بودیم کسی به ما آدرس رستوران عمو رجب رو داد تو جواهر ده و ما هم راهی رامسر شدیم. اولین بار بود که می رفتم جواهر ده ولی اون قسمت هم مثل اولیس بلانکا یا جاده اسالم به خلخال کوه بود و سربالایی. البته جاده خیلی قشنگ بود و آسفالت و هرچه بالاتر می رفتیم به ابرها نزدیک تر میشدیم و رستوران عمو رجب هم که دقیقا" وسط ابرا بود. مسیر طولانی بود و خیلی خسته شدیم و شاید هم اگه یه سره و به قصد رسیدن به اونجا حرکت می کردیم و چند جا توقف نمی کردیم خسته نمی شدیم ولی به هر حال رسیدیم:

رستوران دو طبقه بود و داخل آن بصورت اتاق های به هم چسبیده یا همون آلاچیق از هم  جدا میشد. تقریبا" شلوغ بود و موسیقی سنتی هم برقرار بود و هر کس می خواست نوازنده ها رو صدا میکرد تا بیایند جلوی آلاچیقشون تا براشون بنوازه که البته توی همچون محیط بسته ای با اون سر و صدای زیاد اصلا" خوشایند نبود.

منو را روی دیوار نصب کرده بودند و ما هم غذا سفارش دادیم.

 

غذا رو سفارش دادیم و آوردند، ظاهرش خوب بود و تنها بدیش نداشتن مخلفات اشپل و باقالی و گردو بود که گفتند اون سمتها مرسوم نیست. درست مثل خاور خانوم.

 

 

 

 

 

به هر حال جای شما خالی، غذای خوب و خوشمزه ای بود و بعد از غذا هم چای قلیان هم سرو میکرد که ما نموندیم و به سمت تله کابین رامسر حرکت کردیم.

 

رامسر مثل همیشه زیبا و دوست داشتنی بود و گرم.

بلیط گرفتیم و رفتیم تله کابین. واقعا" جاتون خالی، چقدر باصفا بود و زیبا.

 

دریا و کوه زیر پاهامون بود و بلبلها می خوندند و عطر درختای بهار نارنج همه جا رو پر کرده بود.

 

رسیدیم بالای کوه و از اون بالا دیدن دریا و جنگل واقعا" لذت بخش بود:

اون سمت هم بساط آش رشته و ذرت و پفیلا و چای و تخمه برقرار بود و هر کس بنا به ذائقش چیزی می خورد و ما هم رفتیم رستوران ایلمیلی و چای و کاپوچینو و کیک سفارش دادیم که کلا" خوب بود.

این هم یه عکس از دخترم کنار دکور عکاسی مستقر در بام رامسر:

 

ساعت حدودای شیش و نیم بود که به سمت خونه حرکت کردیم و تصمیم گرفتیم که در اولین فرصت دوباره بیایم رامسر و از این طبیعت زیبای این شهر دوست داشتنی بیشتر استفاده کنیم.

/ 2 نظر / 11 بازدید
آرزو مامان آرش

سلام خوبی؟ ممنونم از محبتت. بله همینطوره همیشه فستیوال فقط یک ماه است و تقریباً بیشتر جاها با هم دیگه حراج میکنند ولی نه آن حراجی که فکر کنی خیلی قیمتها میاد پائین ولی از هیچی که بهترا ست. موفق باشی و به امید دیدار. گلسای نازنین را ببوس.

صبا

همیشه به گردش و شادی عزیزم. [قلب]