Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers

کوچکترین عضو خانواده ما
 
قالب وبلاگ
[ دوشنبه ۱٧ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٠۳ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]

هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع  نمی دانی.


*‌*‌*‌*‌*


یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.

 

* * * * *


هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.

 

* * * * *


هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.

 

* * * * *


طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

 

* * * * *


فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.

 

* * * *‌ *


هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

 

* * * * *


از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

 

* * * * *


فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن تلاش می کنند.  

 

 

 

[ شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:۳٦ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:۱۳ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]

Why mother is always so special:

 When I came home in the rain,

 Brother asked why you didn't take an umbrella.

 Sister advised why you didn't wait till rain stopped.

 Father angrily warned, only after getting cold, you will realize.

 But

 Mother, while drying my hair, said: stupid rain!

 Couldn't it wait till my child came home?

That's MOM...

[ سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]

اگر میخواهید بدانید که از نظر درآمد، چندمین نفر در دنیا هستید حقوق خود را وارد نموده و دکمه show را بزنید

 

اینجا را کلیک کنید

 

 

[ سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢٥ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ پنجشنبه ٦ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]

 



مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !

خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
دشت داغ سینــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند

چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــی شوند
خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــی ! تر می کنند

روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
دیده را از خون دل ، دریای احمـــــر مــــی کنند !

در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیـــــر !!
بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر می کنند !

بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز ! او گذشـــت
بابت تسلیّت خــود ! فکـــر دیگـــــر مـــی کنند

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر می کنند

کــج نیندیشید !! فکــر همســــــر دیگر نیَند !
از برای بچه هاشان ، فکر مـــادر مـــی کنند!!!

[ چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٥ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱۱ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥٧ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
[ شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٧:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مامان گلسا ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ زیباترین گل زندگیمان گلسا، در صبح روز پنجشنبه پانزدهم مرداد ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت هجری شمسی برابر با ششم آگوست سال دو هزار و نه میلادی در یکی از بهترین بیمارستان های شهرمان به دنیا آمد.
لینک دوستان
صفحات اختصاصی